برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
کوتاه

کوتاه
#1
 
اینان به راستی
آیا برادرانند
کاین گونه کینه جوی
پیکار را برابر هم
قد برکشیده اند
و خنجر کشیده اند؟
لبخند مهربانی
چونان که آب، آتش کین را به قلب مرد
خاموش می کند
معتاد کینه اما
خون برادران را
در کاسۀ سفالی کین نوش می کند
قابیلیان هماره همین اند
اما قابیل شرمگین
هابیل را چگونه فراموش می کند؟
خدا چه حوصله ای داشت روز خلقت تو
که هیچ نقص ندارد تراش قامت تو
نشسته شبنم حرفی لطیف و روشن و پاک
به روی غنچۀ لبهای پر طراوت تو
از این جهنم سوزان دگر چه باک مرا
که آرمیده دلم در بهشت صحبت تو
درون سینۀ من اعتقاد معجزه را
دوباره زنده کند دست پر محبت تو
فدای این دل تنگم که بی اشارۀ تو
غبار ره شد و راضی نشد به زحمت تو




عادت ندارم درددلم را،به همه کـــــس بگویم....!!!!پس خاکش میکنم زیــــرچــــــــهره

خندانم تاهمه فکرکنند.....نه دردی دارم نه قلـــــــــــــــــبی......
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: Zakeri M
#2
نفس تنگ است و این را سینه داند
غمم را عاشق دیرینه داند
مرا هر روزِ غم، یک سال بگذشت
ولی این نکته را آیینه داند





خداوندگوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است
تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم 
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: Zakeri M ، owner


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان