برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
مينويسم مولود

مولود
#1
مينويسم لبها رازقفل بازكن 
دارم با سكوتم ميستيزم بامن اغاز كن 
ازخودم ميگريزم اما راهي ندارم منكه ساماني ندارم
می نویسم ابر و باران می چکد 
ازوجودم سايه ام را روي جسمم ميكشد   
مينويسم تا تو را پیدا کنم 
ازكجا ازخاطراتم يابه روي زخمهاي عفونت كرده برروي تنم
حاشانكن از میان برگ های دفترم 
من چگونه بادفتري بي روح عاشقي ازسركنم  
تو که هستی تو چه هستی توچه كردي  خوب من 
ای تمام شعرهای دفترم 
تو که هستی که دلم شیدای توست
كه نباشد درچشم من هيچكس  نزدمن 
تو که هستی که تمام عالم دنيام شدي 
تو تمام لحظه هایم با مناجات دعا 
یا که نه شاید که همزاد منی.شايدزمان سجده كردن برخدا 
يا كه تو روح درجنين شكل ديده درمن دميده 
من دراين افكارها 
مينويسم خالق توبيايي شكل دهي يه جورديگر با
رنگ بهتر خلقت زاد روزمولودمرا 
مينويسم درد دردالود محور اين زخمها برروي پيكر خون بارخود 
من مينويسم توبيايي شايد اين جان بردميد بردفتراشعارمن
جان گرفتي ازان دركنارم دستم ودردست گيري
مينويسيم كابوس هاي زندگي شيرين است 
ميشوداينگونه پايان داداين سوختنهاي پي درپي را 
ماازاين بس مينويسيم زنده باد عشق  
عشق راخلق ميكنم باجوهرقرمز
 كه همرنگ اتش جانم باشد
مينويسم باجوهر زرد زردرنگ ميشود   
    مينويسيم  زرد رنگ ولي سبزميبينم
اماتوهررنگي كه ميخواهي ببين شايد توراجادوكنم
چشمهايم را رنگ دلخواهت كنم تا تورادرجشن رفتن 
شايدپشيمانت كنم
قلم صاف
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: DANYAL_PISHRO


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان