برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
شمارش دیوانگان

شمارش دیوانگان
#1
 
هارون الرشید به همراه چند تن از مهمانانش از قبیل عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بودند و حوصله اشان سر رفته بود
از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند
سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه اوردند
هارون الرشید به بهلول دستور داد کرد چند دیوانه برای ما بشمار
بهلول گرفت : اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی گفت این دومین دیوانه هست
عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی ؟
بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هست
هارون از کوره در رفت و فریاد زد :
این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد
بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هست هارون !



خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: Zakeri M ، _Mohammad74_


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان