برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
شرم خواب بستر طوفان تاريك بهشت زمستان افتاب ابري يخ قدم پايان پيدا محو كمرنگ منتظر ردپا

ردپا
#1
ردپایی به روی دل من مانده به جا
حرف بسیارو سکوتی لبانم رابست
یک سکوت سنگین 
دم وبازدم به سختی ندارم نفسی تب کردم ...
نه هذیان نمیگویم نه!!!!!!!
شرم به پیشانی گرفته زمن  روگرداند۰۰۰۰
بستر خواب مرا به دست  طوفان سپرد...
همه رنگهای زیبای مرا محو کرد و 
من کمرنگم  وتاریک  نمیابم  خود۰۰۰۰ 
ابری امد بالای سرم سایه انداخت 
  بهشتم گم شد ....من نیزجاماندم...
مدتیست  منتظرم  تازمستان به 
پایان برسد ...
شاید افتاب  بتابد بر من 
یخ پاهای مرا  اب کند .... 
قدمی بردارم  خود را پیدا کنم...
بسترم را ز طوفان ستانم فردا 
کاش افتاب بتابد بر من 
قــــــــلم صــــــاف
ا
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان