برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
داستان غمگین عاشقانه

داستان غمگین عاشقانه
#1
سلام
داشتم از راه مدرسه ب خانه میامدم ک متوجه ی پسر شدم ک ب دنبالم افتاد اولش مثل بچه ها تند تند عرق میکردم تا رسیدم سرکوچمون شمارشو بای دست گل تحویل داد اولش دوست داشتم پارش کنم ولی بعدش ب خودم گفتم ن بزار زنگ بزنم بهش زنگ زدم باهام ابزارعلاقه کردیمو منو وابسته خودش کرد ودوستیمون 6سال. طول کشید تای روز ک میشه روز1391.11.25روز والنتاین بود باهم ب بیرون رفتم هوا نسبط سرد بود یدفعه داشتیم راه میرفتم ک متوجه شدم از دهان ودماغ علی خون میاد سری بهش دستمال دادم و ماشین گرفتم سری اون ب بیمارستان رسوندم سری علی بستری کردن من مثل باران اشک مریختم وقتی اقای دکترامد ازش سوال کردم اقای دکترچیشد و دکترباصدای لغزنداش گفت خانم متاسفم اقای شما مبطلا ب سرطان خون هس همونجا دنیا ب سرم زهرمار شد
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: ?اُمـ¥ßα∂ ßoےد? ، mohamad.nikjoo ، Zakeri M
#2
بد نبود تنکس



                                                                                    Raqs   
            یه دونه از این قلب ها می خوام
                                   Heart
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط:
#3
Exclamation 
دوستان جهت تشکر کردن میتونید روی ‌(سپاس)کلیک کنید 
تشکر Heart
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: Atiyeh s
#4
(04-01-2015، 02:03 PM)Atiyeh s نوشته:
برای مشاهده لینک باید عضو شوید یا وارد شوید
سلام
داشتم از راه مدرسه ب خانه میامدم ک متوجه ی پسر شدم ک ب دنبالم افتاد اولش مثل بچه ها تند تند عرق میکردم تا رسیدم سرکوچمون شمارشو بای دست گل تحویل داد اولش دوست داشتم پارش کنم ولی بعدش ب خودم گفتم ن بزار زنگ بزنم بهش زنگ زدم باهام ابزارعلاقه کردیمو منو وابسته خودش کرد ودوستیمون 6سال. طول کشید تای روز ک میشه روز1391.11.25روز والنتاین بود باهم ب بیرون رفتم هوا نسبط سرد بود یدفعه داشتیم راه میرفتم ک متوجه شدم از دهان ودماغ علی خون میاد سری بهش دستمال دادم و ماشین گرفتم سری اون ب بیمارستان رسوندم سری علی بستری کردن من مثل باران اشک مریختم وقتی اقای دکترامد ازش سوال کردم اقای دکترچیشد و دکترباصدای لغزنداش گفت خانم متاسفم اقای شما مبطلا ب سرطان خون هس همونجا دنیا ب سرم زهرمار شد

Blushخیلی مسغره بود Knock
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان