برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
زخم پناهی حسین داستان نوشته

داستان زخم نوشته حسین پناهی
#1
پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنج تا  ، صد تومن  ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت  را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ...


فایل‌های پیوست تصاویر بندانگشتی
   




خداوندگوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است
تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم 
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
#2
زیباست
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: mina8


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان