برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
جالب خنده اعترافات و دار

اعترافات جالب و خنده دار
#1
برای مشاهده لینک باید عضو شوید یا وارد شوید
برای مشاهده لینک باید عضو شوید یا وارد شوید

بچه دوستمون هنوز چهار سالش نشده (کاملا درسته موجود فضایی دهه نودیه)

می خواسته تمام اسباب بازیاشو ببره با بچه های همسایه بازی کنه مامانش میگه
پسرم همه اسباب بازیات نبر
این جغله برگشت گفته:اینا مال منه؟
دوستم:اره
اون موجود ناشناخته:پس خودم میدونم چیکار کنم!
من دیگه چیزی ندارم بگم فقط مواظب خودتون باشید ابنا جدی خطرناکن بتونن می خورنمون

 


Laugh


 

(با بی اف) محترم تو پارک قدم میزدیم
نزدیک پله شدیم ...با پام زدم زیر پاش 20 تا پله شوت شد پایین
" خب فک نمیکردم اینقد بی جنبه اس با ی پا پرت شه پایین
زود خاستم موضوع رو عوض کنم هول شده بودم گفتم : اینم بخاطر همه اذیتایی ک میکردی ...
به طرز عجیبی هیچی نگفت ..اما وقتی به حوض وسط پارک رسیدیم پرتم کرد تو حوض ...
آدم اینقد عقده ای و تلافی گر ندیده بودم ...

 

Laugh


 

همسرم از سر کار اومد خونه دید خونه بهم ریختس..
داد زد : هر روز میام یا سرت تو گوشیته
یاتو لاینی


Laugh



اعتراف میکنم که یه وقتایی هم توی جمع جوری ساکت میشم که اگه بحال خودم بذارنم میرم روی اسکرین سیور و صدای آکواریوم در میارم




برای مشاهده لینک باید عضو شوید یا وارد شوید

برای مشاهده لینک باید عضو شوید یا وارد شوید






اعتراف می کنم تموم سال های بچگی فکر می کردم مامان بابام منو توی حرم امام رضا پیدا کردن چون اولین عکسی که از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه

*



Laugh


*


اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم ماکارونیو مثه برنج میکارن درمیاد

*



Laugh

*


اعتراف میکنم ده سال پیش روزهای اول که کامپیوتر خریده بودیم یه کارت اینترنت گرفتم کل خانواده تا یک ماه پشت کیس دنبال جای کارت اینترنت میگشتیم

*


Laugh

*


قبلا که اعتراف میکردم کارتن نگاه می کنم همچین بهم نگاه میکردن انگار ایدز دارم
ولی الان خودم شخصا همه کارتن های فرشته کوچولوم ۵ سالشه رو چک میکنم بدآموزی نداشته باشه مادر نمونه ای هستم

*

Laugh

*


اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دوس داشتم یه روز بفهمم که بچه مامان و بابام نیستم و یهو ننه بابا پولداره از راه برسن و وای چه هیجانی
وقتی فهمیدم واقعین سیل اشک خونمونو برداشت جو گرفتگیه دیگه

*

Laugh

*


اعتراف میکنم تو این دنیا فقط سه چیز رو دوست دارم:
شلوار کردی
فلافل قارچ و پنیر
خاراندن نشیمنگاه

*

Laugh

*


اعتراف میکنم وقتی مهدمیرفتم یه روز مربیمون دیرکردمنم بچه هارو راه انداختم بریم خونه مربیمون خونشوبلد بودم فکرشوبکنید۲۰تابچه ازمهدرفتیم هیچکسم نفهمید وسط راه مربیمون رودیدیم فکرمیکنید چی شد اتفاقاهیچی نشد هنوزم خودم نمیدونم چراکسی دعوامون نکرد

*

Laugh

*


اعتراف میکنم وقتی اول صبح به زور از خواب بلند میشم با لباسای به هر طرف کش اومده با چشای نیمه باز با پاهای برهنه روی سرامیک
و دنبال دستشویی میگردم و زیر لب غر میزنم بغل کردنی ترین موجود دنیام
حتی در بعضی منابع ذکر شده که میشه برام مُرد
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: DANYAL_PISHRO ، Zakeri M


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان