برا تو
برا تو

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
اشک آموزنده داستان رایگان

اشک رایگان
#1
یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود.
او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد.
گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد.
این سگ روزها برایم شکار می‌کرد و شب‌ها نگهبان من بود و دزدان را فراری می‌داد.
گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی می‌میرد.
گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران پاداش می‌دهد.



گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید.
 پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب گفت: نان و غذا برای خوردن.
گدا گفت: چرا به سگ نمی‌دهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟



عرب گفت: نان‌ها را از سگم بیشتر دوست دارم.
برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی است.
برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم. گدا گفت : خاک بر سر تو!
اشک خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است.
نان از خاک است ولی اشک از خون دل




خداوندگوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است
تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم 
برای تشکر از نویسنده روی سپاس کلیک کنید
پاسخ }}}}
سپاس شده توسط: DANYAL_PISHRO ، Zakeri M ، atefeh.75 ، e10 ، B.D.H Happy Boy


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان